جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سیمبر
(بَ) (ص مر.) نک سیم تن.
س
معین
سیلان
(اِ.)۱- شیرهای که از خرمای رسیده بچکد.۲- نوعی دوشاب.
س
معین
سیستم
(تِ) (اِ.)۱- روش، طریقه.۲- دستگاه، نظام.۳- مدل.
س
معین
سیمان
(اِ.) سمنت، جسمی به صورت گرد که از مصالح مهم ساختمانی به شمار میرود ...
س
معین
سیلابگیر
(~.) (اِمر.) زمینی پست که آب سیل در آن جمع شود.
س
معین
سیماب پا
(ص مر.) کنایه از: گریزپا.
س
معین
سیلابکند
(~. کَ) (اِ.) کندهها و شکافهایی که به سبب سیلاب در روی زمین پدید آی...
س
معین
سیماب شدن
(شُ دَ) (مص ل.) کنایه از:۱- بی قرار شدن.۲- گریختن.
س
معین
سیلاب
(~.) (اِمر.) نک سیل.
س
معین
سیکل
(اِ.)۱- یک دورة حرکت، گردش، دوره.۲ - دورة تحصیلات متوسطه (نظام قدیم)....
«
‹
152
153
154
155
156
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها