جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سبک سنگ
(~. سَ) (ص مر.)۱- بی وقار.۲- بی قیمت.
س
معین
سبق بردن
(~. بُ دَ) (مص ل.) پیشی گرفتن، پیروز شدن.
س
معین
سبک سایه
(~. یَ یا یِ) (ص مر.) کنایه از: زودگذر.
س
معین
سبق
(سَ بَ) (اِ.)۱- آن چه بر سر آن در مسابقة اسب دوانی و تیراندازی شرط بن...
س
معین
ستان
(~.) (اِ.) آستانه (در)، کفش کن.
س
معین
سبیل راندن
(~. دَ) (مص م.) انفاق کردن، مالی یا چیزی را به نیت بخشیدن.
س
معین
ستام
(س) (اِ.) زین و یراق اسب.
س
معین
سبیل
(س) (اِ.) موی پشت لب. ؛ ~ کسی را چرب کردن کنایه از: به او رشوه دادن....
س
معین
ستاغ
(~.) (اِ.) شتر شیردهنده.
س
معین
سبکی
(~.) (حامص.) بی خِردی، بی وقاری.
«
‹
30
31
32
33
34
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها