جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
ستا
(س) (اِمر.) تنبوری که سه تار داشته باشد.
س
معین
ستاوه
(سَ وَ یا وِ) (اِ.) مکر، حیله.
س
معین
ست
(~.) (اِ.)۱- مجموعه.۲- سری، دست. ؛ ~کردن مجموعهای را به صورت هماهن...
س
معین
ستاوند
(سُ یا سَ وَ) (اِ.)۱- صفة بلندی که سقف آن را به ستون هاافراشته باشند.۲...
س
معین
سبیکه
(سَ کَ) (اِ.) قطعة طلا یا نقرهای که آن را گداخته و در قالب ریخته باش...
س
معین
ستانه
(سَ یا س نِ) (اِ.) نک آستانه.
س
معین
سبیلو
(س) (ص مر.) دارای سبیل پرپشت.
س
معین
ستاندن
(س دَ) (مص م.) گرفتن، بازگرفتن.
س
معین
سبیل کردن
(~. کَ دَ) (مص م.) چیزی را به رایگان در اختیار همه گذاشتن.
س
معین
ستان
(~.) (اِ.) آستانه (در)، کفش کن.
«
‹
32
33
34
35
36
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها