جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
ستردن
(س تُ دَ) (مص م.)۱- تراشیدن.۲- پاک کردن.۳- محو کردن.
س
معین
ستیزگر
(~. گَ) (ص فا.) ستیزه گر، لجوج، متمرد.
س
معین
ستودن
(سُ دَ) (مص م.) مدح کردن، ستایش کردن.
س
معین
ستر
(س تْ) (اِ.)۱- پوشش، حجاب.۲- پرده.
س
معین
ستیزکار
(~.) (ص فا.) ستیزه کار، جنگجو، سرکش، ناسازگار.
س
معین
ستودان
(سُ) (اِمر.) = استودان. استخوان دان:۱- گورستان زردشتیان.۲- چاهی در گ...
س
معین
ستدن
(س تَ دَ) (مص م.)نک ستاندن.
س
معین
سحار
(سَ حّ) (ص.) افسونگر، جادوگر.
س
معین
سجایا
(سَ) (اِ.) جِ سجیه ؛ طبایع.
س
معین
سحابی
(سَ) (ص.)۱- منسوب به سحاب ؛ ابری.۲- ابر مانندی متشکل از گازهای بسیار ر...
«
‹
37
38
39
40
41
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها