جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سخاء
(سَ) (اِمص.) بخشش، کرم.
س
معین
سجیدن
(سَ دَ) (مص ل.) سرمای سخت شدن.
س
معین
سخ
(سُ) (ص.) خوب.
س
معین
سجود
(سُ) ۱- (مص ل.) سجده کردن.۲- (اِمص.)پرستش، پیشانی بر زمین گذاشتن برای ...
س
معین
سحیق
(سَ حِ) (ص.)۱- سوده، نرم شده.۲- دور، دوردست.
س
معین
سجن
(س جْ) (اِ.) زندان.
س
معین
سحی
(س) (اِ.) مُهرِ نامه، نشان نامه.
س
معین
سجل کردن
(~. کَ دَ) (مص م.)۱- تأیید کردن، تصدیق کردن.۲- ثبت کردن.
س
معین
سحق
(سَ) (مص م.) کوبیدن، نرم کردن.
س
معین
سجل
(س جِ) (اِ.)۱- دفتر احکام.۲- حکم و فتوای قاضی.۳ - در فارسی به معنای...
«
‹
38
39
40
41
42
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها