جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ش
معین
شاماکی
(ص نسب. اِمر.) سینه بند زنان.
ش
معین
شانل
(نِ) (اِ.)۱- نوعی طرح لباس زنانه.۲- نوعی طرح زیورآلات.
ش
معین
شاماکچه
(چَ یا چِ) (اِمصغ.) = شاماخچه: سینه بند زنان، لبچه، صدره، درلک.
ش
معین
شانسی
(ق مر.) از روی تصادف، برحسب تصادف.
ش
معین
شاماک
(اِ.) = شاماخ:۱- جامة کوچکی که مردم در وقت کار کردن پوشند.۲- سینه بند ...
ش
معین
شانس
(اِ.)۱- بخت، اقبال.۲- فرصت.
ش
معین
شاماخ
(اِ.) = شاماک:۱- سینه بند، پستان بند.۲- نوعی غله که دانههای بسیار کو...
ش
معین
شانزده
(دَ) (اِمر.) عدد اصلی پس از پانزده و پیش از هفده، شش بعلاوة ده.
ش
معین
شام
(اِ.)۱- آغاز شب، سرشب.۲- غذایی که در شب خورند.
ش
معین
شاندن
(دَ) (مص م.)۱- شانه کردن.۲- به هوا دادن خوشههای خرمن شده، برای جدا کر...
«
‹
8
9
10
11
12
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها