جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ش
معین
شامپانی
(اِ.) نوعی شراب سفید کف دار گران بها که آن را اصلاً در «شامپانی» فران...
ش
معین
شاه
(اِ.)۱ - سلطان، فرمانروا.۲- هر چیز مهم و بزرگ. ؛ ~رخ زدن کنایه از: ...
ش
معین
شامورتی
(اِ.)۱- جعبة مخصوص شعبده بازان و معرکه گیران.۲- (کن.) حقه بازی.
ش
معین
شانی
(اِ.) = شیانی: درم ده هفت که در قدیم رایج بود.
ش
معین
شامه
(مَ یا مِ)(اِ.)۱- روسری، دستمال.۲- پردة نازکی که روی برخی اعضای داخلی ...
ش
معین
شانه کاری
(نِ) (حامص.) درآویختن با کسی، زد و خورد کردن.
ش
معین
شامل
(مِ) (اِفا.)۱- فراگیرنده.۲- حاوی، در بردارنده.
ش
معین
شانه به سر
(~. بِ. سَ) (اِمر.) هدهد.
ش
معین
شامخ
(مِ) (ص.) مرتفع، بلند.
ش
معین
شانه
(~.) ابزاری دندانه دار که با آن موی یا ریش را مرتب کنند.
«
‹
7
8
9
10
11
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها