جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ش
معین
شافی
(اِفا.)۱- شفا دهنده.۲- راست، درست.
ش
معین
شافعی
(فِ) (ص نسب.)۱- منسوب به مذهب شافعی. ۲- منسوب به محمدبن ادریس بن عبا...
ش
معین
شافع
(فِ) (اِفا.) شفاعت کننده.
ش
معین
شاف
(اِ.) نک شیاف.
ش
معین
شاغول
(اِ.) ابزاری در بنایی برای تراز کردن دیوار و آن قطعه فلزی مخروطی شکل ا...
ش
معین
شاغل
(غِ) (اِفا.)۱- به کار وادارنده.۲- دارندة پیشه و کار.
ش
معین
شاعی
(اِفا.)۱- پیرو، طرفدار.۲- شیعه، شیعی.
ش
معین
شاعره
(عِ رَ یا رِ) (اِفا.) زنی که شعر گوید.
ش
معین
شاعرانه
(عِ نِ)۱- (ق.) همانند شاعر.۲- (ص.) مربوط به شاعران.۳- عاشق، رمانتیک.
ش
معین
شاعر
(عِ) (اِفا.)۱- داننده.۲- کسی که شعر میگوید، دارای شعور.
«
‹
5
6
7
8
9
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها