جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ش
معین
شادگونه
(نِ) (اِمر.)۱- پشتی، تکیه گاه.۲- بالاپوش، جبه.۳- تُشک.
ش
معین
شارپ
(رْ) (ص.) تیز، واضح، تیزهوش، زیرک، دقیق، هوشیار، پرحرارت، فعال، ناهنج...
ش
معین
شادکام
(ص مر.) خوشحال، کامروا، کامران.
ش
معین
شاره
(رَ) (اِ.) دستار و چادر رنگین.
ش
معین
شادورد
(دْ وَ رْ) (اِ.)۱- گستردنی، فرش.۲- هاله، خرمن ماه.۳- تخت پادشاهی.۴- پ...
ش
معین
شارلاتان
(رْ) (ص.) حقه باز، شیاد، کلاهبردار.
ش
معین
شادن
(دِ) (اِ.) آهو بره.
ش
معین
شارق
(رِ) ۱- (اِفا.) تابان، درخشان.۲- (اِ.) آفتاب.
ش
معین
شادمانه
(نِ یا نَ)۱- (ص مر.) شادمان.۲- (اِ.)جشنی که از روی شادی و نشاط گیرند....
ش
معین
شارف
(رِ) (ص.)۱- کسی که به زودی شریف گردد.۲- قدیم، کهن. جِ شرف.
«
‹
3
4
5
6
7
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها