جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ش
معین
شجاع
(شُ) (اِ.) از صورتهای فلکی جنوبی.
ش
معین
شحیم
(شَ) (ص.) فربه، سمین.
ش
معین
شجاج
(ش) (مص م.) سر یکدیگر را شکستن.
ش
معین
شحنگی
(ش نَ یا نِ) (حامص.) داروغگی.
ش
معین
شحنه
(ش نَ یا نِ) (اِ.)۱- داروغه.۲- حاکم نظامی.
ش
معین
شدت
(ش دَُ) (اِمص.)۱- سختی، صلابت.۲- تنگی، بدبختی.
ش
معین
شخصی
(~.) (ص نسب.)منسوب به شخص.۱- خصوصی، فردی.۲- غیرنظامی.
ش
معین
شداید
(شَ یِ) (اِ.)۱- جِ شدت.۲- جِ شدیده.
ش
معین
شخص
(شَ) (اِ.)۱- تن، کالبد انسان.۲- آدمی، انسان.
ش
معین
شد
(شَ دّ) ۱- (مص م.) محکم کردن، استوار ساختن. قوی کردن.۲- بلند و پست کرد...
«
‹
26
27
28
29
30
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها