جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ش
معین
شتر
(شَ) (اِ.)۱- برگشتگی پلک چشم.۲- فروهشتگی پلک پایین.۳- انقطاع، بریدگی،...
ش
معین
شتاک
(ش) (اِ.) شاخة درخت.
ش
معین
شج
(شَ جّ) (مص م.)۱- شکستن سر.۲- شکافتن کشتی دریا را.
ش
معین
شتالنگ
(ش لَ) (اِ.)۱- استخوان پاشنة پا، کعب.۲- بجول که با آن قمار کنند.
ش
معین
شتیت
(شَ) (ص.) پراکنده ؛ ج. شتی.
ش
معین
شتافتن
(ش تَ) (مص ل.)۱- عجله کردن.۲- تند رفتن.
ش
معین
شحمه
(شَ مَ یا مِ) (اِ.) قطعهای پیه.
ش
معین
شح
(شُ حّ) (مص ل.) بُخل، بُخل ورزیدن.
ش
معین
شجیع
(شَ) (ص.) شجاع، دلاور.
ش
معین
شجون
(شُ) ۱- (مص ل.) محزون شدن.۲- (اِمص.) حزن، اندوهگینی.
«
‹
24
25
26
27
28
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها