جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ش
معین
صاحب
(حِ) (اِفا.)۱- معاشر.۲- هم - صحبت، همراه.۳- مالک.
ش
معین
صاعقه
(عِ قَ یا قِ) (اِ.) آذرخش، آتشی که بر اثر رعدوبرق شدید پدید آید. ج. ...
ش
معین
صاحب قران
(~. قِ) (ص مر.) = صاحب القران: نیک طالع، خوش اقبال، کسی که در هنگام ن...
ش
معین
صابی
(بِ) (اِ. ص.) کسی که از دین خود برگشته و به دین دیگری گرویده باشد.
ش
معین
صاعد
(عِ) (اِفا.) بالارونده، صعود کننده.
ش
معین
صاحب عزا
(~. عَ) (ص مر.) آن که یکی از خویشاوندان نزدیکش فوت کرده، عزادار.
ش
معین
صابون زدن
(زَ دَ) (مص م.) شستن چیزی با صابون. ؛ ~ به دل (عا.) امید چیزی را در...
ش
معین
صاعب
(عِ) (ص فا.) سخت گیر.
ش
معین
صاحب دیوان
(~.) (ص مر.) عهده - دار خزانه و امور مالی دولت.
ش
معین
صابون
(اِ.) محصولی است ساخته شده از نمکهای پتاسیم و اسیدهای چرب که در ترکی...
«
‹
97
98
99
100
101
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها