جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ق
معین
قطع طریق
(قَ عِ طَ) (مص ل.) دزدی، راهزنی.
ق
معین
قل احمدی
(قُ اَ مَ) (اِمر.) (لوطیان) دست به زور تمام بر عضو کسی زدن، سقلمه.
ق
معین
قعبه
(قَ بِ یا بَ) (اِ.)۱- جعبه یا قوطی ای که زنان در آن مواد معطر میریخت...
ق
معین
قطع
(~.) (اِ.)۱- برش، پاره.۲- اندازة طول و عرض چیزی.۳- جزم، یقین.
ق
معین
قل
(~.) (اِصت.) حبابی که بر اثر جوشیدن آب به سطح آید.
ق
معین
قعب
(قَ) (اِ.)۱- قدح بزرگ.۲- کاسهای که یک نفر را سیر کند.
ق
معین
قطره چکان
(~. چِ) (اِمر.) وسیلهای برای ریختن مایعات به صورت قطره قطره.
ق
معین
ققسی
(قُ) (عا.) (اِ.) وقتی که اناری را به چند بخش تقسیم کنند، هر تکة آن را ...
ق
معین
قطیفه
(قَ فَ یا فِ) (اِ.)۱- حوله.۲- چادرهای ورپیچیده.
ق
معین
قطره دزد
(~. دُ) (ص مر. اِمر.)۱- (کن.) آفتاب، خورشید.۲- ابر، سحاب.
«
‹
44
45
46
47
48
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها