جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
پ
معین
پارینه
(نِ) (ص نسب.)۱- منسوب به سال گذشته.۲- سال گذشته.۳- کهنه.
پ
معین
پارو کردن
(کَ دَ)(مص م.) روبیدن، پاک کردن.
پ
معین
پارسال
(اِمر.) سال گذشته، پار.
پ
معین
پارالل
(لِ لْ) (اِ.) دو چوب موازی که آنها را به طور افقی و نزدیک به هم بر پ...
پ
معین
پاده
(دِ) (اِ.)۱ - گلة گاو و خر.۲- چراگاه.
پ
معین
پاریاب
(اِمر.) زراعتی که با آب رودخانه و امثال آن کشت شود.
پ
معین
پارو
( اِ.) = پاروب:۱- آلتی چوبی (مانند بیل) که با آن برف را از پشت بام یا ...
پ
معین
پارسا
(ص.)۱- پاک دامن، زاهد.۲- ایرانی.۳- عارف، دانشمند.
پ
معین
پارافین
( اِ.)جسمی است جامد و سفید که از سرد کردن ناگهانی روغنهای سنگین به د...
پ
معین
پادنگ
(دَ) (اِمر.)۱- دنگ برنج کوبی که با پا حرکت داده میشود.۲- نوعی ساعت که...
«
‹
10
11
12
13
14
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها