جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
پ
معین
پارالل
(لِ لْ) (اِ.) دو چوب موازی که آنها را به طور افقی و نزدیک به هم بر پ...
پ
معین
پاده
(دِ) (اِ.)۱ - گلة گاو و خر.۲- چراگاه.
پ
معین
پازهر
(زَ) (اِمر.) نک پادزهر.
پ
معین
پاسپار
(س ِ)۱- (اِمر.)لگد.۲- (ص مف.)لگد - کوب.
پ
معین
پاساژ
( اِ.)۱- معبر، گذرگاه.۲- بازار سرپوشیده که دو طرف آن مغازه وجود دارد....
پ
معین
پاسور
( اِ.) نوعی بازی ورق، چهاربرگ.
پ
معین
پاسار کردن
(کَ دَ) (مص م.) لگدکوب کردن، پایمال کردن.
پ
معین
پاسوار
(سَ) (اِمر.) پیادة جلد و چابک.
پ
معین
پاسار
(اِمر.)۱- لگد، تیپا.۲- کلاف افقی چارچوب در و پنجره.
پ
معین
پاسه
(س ِ) (اِ.)۱- میل کردن به هر چیزی، آزمندی.۲- غم، اندوه.
«
‹
12
13
14
15
16
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها