جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
پ
معین
پارگین
( اِ.)۱- فاضلاب.۲- آشغال دانی.
پ
معین
پاره پاره کردن
(~. ~. کَ دَ) (مص م.)۱- از همه جا دریدن، پارچه پارچه کردن.۲- به قطعات ...
پ
معین
پارس ئیل
(اِ.) سال پلنگ، یکی از سالهای دوازده گانة ترکان.
پ
معین
پاراف
( اِ.) امضای اختصاری، امضاء (در اصطلاح سیاسی و بانکی معمول است)، پیش ...
پ
معین
پارگی
(رِ) (حامص.)۱- دریدگی، کهنگی.۲- جزئیت.۳- قحبگی.
پ
معین
پاره پاره
(~. ~.) (ص مر.)۱- از همه جا دریده، قطعه قطعه، تکه تکه.۲- (ق.) اندک اند...
پ
معین
پارس
( اِ.) نام قوم ایرانی و محل سکونت ایشان در جنوب ایران.
پ
معین
پارازیت
( اِ.)۱- حشو، زاید.۲- انگل، طفیلی.۳- اختلالی که در دریافت امواج رادیو...
پ
معین
پارگک
(رَ گَ) (اِمصغ.)۱- پارة خرد، سخت اندک.۲- کمی.
پ
معین
پاره دوز
(~.) (ص فا.)۱- پینه دوز.۲- تن - پرست.
«
‹
11
12
13
14
15
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها