جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
ابتذال
(اِ تِ) ۱- (مص م.) بسیار به کار بردن چیزی تا اندازهای که از ارزش آن ب...
الف
معین
ابتدایی
(اِ تِ) (ص نسب.) مقدماتی، اولی، آغاز. ؛مدرسة ~مدرسهای که در آن نخ...
الف
معین
ابتداع
(اِ تِ) (مص م.)۱- نوآوردن، چیز تازهای آوردن.۲- بدعت نهادن.
الف
معین
ابتدا کردن
(اِ تِ. کَ دَ) (مص ل.) شروع کردن، آغاز کردن.
الف
معین
ابانت
(اِ نَ) = ابانه:۱- (مص م.) آشکار کردن، واضح ساختن.۲- (مص ل.) پیدا شدن...
الف
معین
ابتهال
(اِ تِ) ۱- (مص ل.) دعا کردن، زاری کردن.۲- (اِمص.) زاری، به زاری دعا ک...
الف
معین
ابان
( اَ) (اِ.) آبان، هشتمین ماه سال خورشیدی.
الف
معین
ابتهاج
(اِ تِ) ۱- (مص ل.) شاد شدن، شادمان گردیدن.۲- (اِمص.) شادی، خوشی.۳- را...
الف
معین
ابام
( اَ) (اِ.)قرض، دین. وام و اوام نیز گویند.
الف
معین
ابتها
(اِ تِ) (مص ل.) انس گرفتن به، الفت گرفتن با.
«
‹
109
110
111
112
113
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها