جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ق
معین
قوه
(قُ وِّ) (ا ِ.)۱- نیرو، انرژی، قدرت.۲- آمادگی ذهنی، استعداد.۳- هر کد...
ق
معین
قوطی
(اِ.)۱- ظرفی برای نگه داری یا حمل چیزی به شکل هندسی منظم با ته مسطح.۲...
ق
معین
قورت دادن
(دَ) (مص م.)بلعیدن.
ق
معین
قومیت
(قُ یَّ) (اِمص.) اشتراک گروهی از مردم در تاریخ و زبان و آداب و رسوم ک...
ق
معین
قوطه
(طَ یا طِ) (اِ.) گوجه فرنگی.
ق
معین
قورت انداختن
(اَ تَ)(مص ل.) (عا.) لاف زدن، ادعا کردن.
ق
معین
قومنی
(مَ) (اِ.) شرابی که از آرد جو و آرد ارزن و غیره سازند، بوزه.
ق
معین
قوصره
(قَ صَ رَ) (اِ.) زنبیل، سبدی که در آن خرما ریزند.
ق
معین
قورت
(اِ.) فرو دادن چیزی در گلو.
ق
معین
قومش
(مِ) (ص.) مقنی، چاه کن.
«
‹
65
66
67
68
69
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها