جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
گ
معین
گران پایه
(~. یِ) (ص مر.) گران قدر، بلند - مرتبه.
گ
معین
گرامافون
(گِ فُ) (اِ.)دستگاه مخصوصی که صدا را روی صفحه ضبط و پخش میکند.
گ
معین
گذشتن
(گُ ذَ تَ) (مص ل.)۱- گذر کردن، عبور کردن.۲- سپری شدن.
گ
معین
گران مغز
(~. مَ) (ص مر.) نک گران سر.
گ
معین
گرافیک
(گِ) (اِ.)۱- هنر ترسیم خط و نوشته و پدید آوردن نقشهای تصویری بر یک س...
گ
معین
گذشت کردن
(~. کَ دَ) (مص م.) عفو کردن، بخشیدن.
گ
معین
گران قیمت
(~. قِ مَ) (ص مر.) گران بها، پرارزش. مق ارزان قیمت.
گ
معین
گرافیست
(گِ) (اِ.) کسی که با کمک خطها و نوشتهها نقشهایی زینتی پدید میآورد...
گ
معین
گذشت داشتن
(~. تَ) (مص ل.) بخشش داشتن.
گ
معین
گران قدر
(~. قَ)(ص مر.) گران پایه، ارجمند.
«
‹
13
14
15
16
17
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها